http://www.tarnamedashti.ir/templates/tarnam/ - پویاسامانه
 کد خبر: 724471396/3/30 08:26:35
امام جمعه شهر کاکی:

حکومت مورد نظر علی(ع) حکومت مشروع اسلامی است

امام جمعه شهر کاکی گفت: امام علی(ع) در دوران حکومت علوی خود، سیره زندگی اجتماعی و سیاسی پیامبر اکرم(ص) را برای انصار احیاء و برای نسل جوان تداعی نمود و در برابر شوکت کسرائی و قیصری معاویه در زیّ فقرا و مانند یکی از فقیرترین مردم زندگی نمود. حکومت مورد نظر علی(ع) حکومت مشروع اسلامی است

به گزارش ترنم دشتی وقتی مجموعه ای از انسان ها در محلی گرد آمده،زیستن اجتماعی را گردن می نهند، بدیهی ترین و ضروری ترین نیاز آنها وجود رهبر و رئیس جامعه است .

وظیفه مردم و امت اسلامی تعیین بهترین و شایسته ترین فرد در هر زمان برای اداره امور کشور است، باید این تعیین در چارچوب ضوابط و قوانین الهی و اسلامی باشد.

در باب انتخاب حضرت علی(ع) و مشروعیت الهی حکومت ایشان با حجت الاسلام محمد محمدی امام جمعه شهر کاکی به گفتگو نشستیم:

مشروعیت در سیره امیرالمومنین علی(ع) چگونه معنا شده است؟

خلافت امیرالمومنین علی(ع) در اواخر سال 35 هجری قمری شروع شد و به مدت چهار سال و نه ماه ادامه یافت، حضرت امیرالمومنین(ع) در حکومت خود، رویه پیامبر اکرم(ص) را معمول داشت و یک نهضت اخلاقی را در جلوگیری از انحراف صورت داد. حضرت امام علی(ع) در دوران حکومت علوی خود، سیره زندگی اجتماعی و سیاسی پیامبر اکرم(ص) را برای انصار احیاء و برای نسل جوان تداعی نمود و در برابر شوکت کسرائی و قیصری معاویه در زیّ فقرا و مانند یکی از فقیرترین مردم زندگی نمود.

امام علی(ع) هرگز خویشان و نزدیکان خود را بر دیگران مقدم نداشت و هیچ گاه توانگر و نیرومند را بر ناتوانی ترجیح نداد. امیرالمومنین (ع) همانطور که از ارزش ها و برخورد با مردم سخن می گوید، از منع توسل به ضد ارزش ها و بد رفتاری با مردم نیز منویات متعددی دارد. (نهج البلاغه، نامه 18-19) در اندیشه امام علی(ع) حکومت سیاسی که دین را حذف و یا تحدید نماید، مطرود است و دارای مشروعیت دنیوی و الهی نمی باشد، به واقع حکومت مورد بحث، همان حکومت مشروع اسلامی است که حضرت بدان توجه دارد. این در حالی است که امام علی(ع) پس از دوری 25 ساله از حکومت، هرگز تن به چنین رویه ای نداد و سر آخر نیز با هجوم مردم به ایشان برای بیعت و زمامداری حکومت، مجبور به پذیرش حکومت شدند. امام علی(ع) وصف روز بیعت مردم با خویش را چنین بیان می فرمایند؛ "دست مرا برای بیعت می گشودید و من می بستم، شما آن را به سوی خود می کشیدید و من آن را می گرفتم! سپس چونان شتران تشنه که به طرف آبشخور هجوم می آورند بر من هجوم آوردید، تا آن که بند کفشم پاره شد و عبا از دوشم افتاد و افراد ناتوان پایمال گردیدند. آنچنان مردم در بیعت با من خشنود بودند که خردسالان شادمان و پیران برای بیعت کردن، لرزان به راه افتادند و بیماران بر دوش خویشان سوار و دختران جوان بی نقاب به صحنه آمدند!"(نهج البلاغه، خطبه 229)

حضرت علی (ع) نظر مردم را چه اندازه در به مشروعیت رساندن حکومت شیعی دخیل می دانند؟

اگر بشر را موجودی فطرتا اجتماعی بدانیم شاید مجبور به اقرار شویم که انسان،به تبع اجتماعی بودنش،باید سیاسی هم باشد،چرا که تشکیل هیچ اجتماعی بدون تدبیر امور و ادارهء کردن آن ممکن نیست.از طرف دیگر شاید غیر عقلانی و ناعادلانه باشد که به انسان بگوییم موجودی اجتماعی باش و در اجتماع زندگی کن،اما در سرنوشت اجتماعی خویش مشارکت نکن و به عبارت دیگر در مورد مشارکت سیاسی مردم،دیدگاه ها و نظریه های گوناگونی ارائه شده است که قصد بحث دربارهء هیچ کدام را نداریم.محور اصلی بحث ما یا سئوال اصلی آن این است که از دیدگاه حضرت علی(ع)مردم چه نقشی در سیاست و حکومت و نظام سیاسی جامعه خود دارند؟

قبل از ورود به بحث یادآوری دو نکته لازم به نظر می رسد:نخست اینکه بحث ما درباره جامعه ای است که مردم آن مسلمان اند و به مبانی و اصول دین اسلام و قرآن و سنّت پایبند هستند.دوم اینکه برخی از اجزای بحث،مثل تعیین رهبران،در مورد امام علی(ع)و سایر ائمه معصومین(ع)به دلیل وجود نصّ و نصب خاص موضوعیت ندارد و بحث صرفا بیانگر اندیشه سیاسی امام علی(ع)در آن موارد است و شاید هدف امام(ع)ارائه الگوی مناسب برای نسل های آینده بوده است.

طبیعی است به دلیل وسعت و عمق سیره امام علی(ع) بحث مفصلی میطلبد که مجال آن نیست

جایگاه  رهبر جامعه اسلامی در تعیین سرنوشت حکومت های اسلامی چگونه است؟

وقتی مجموعه ای از انسان ها در محلی گرد آمده،زیستن اجتماعی را گردن می نهند، بدیهی ترین و ضروری ترین نیاز آنها وجود رهبر و رئیس جامعه است.اگرچه فرهنگ اسلام،رهبری یک جامعه مسئولیت بسیار سنگینی است و معمولا نخبگان و شایستگان این منصب چندان علاقه ای به کسب آن ندارند،ولی وظیفه مردم و امت اسلامی تعیین بهترین و شایسته ترین فرد در هر زمان برای اداره امور کشور است.

در حکم خداوند و دین اسلام بر مسلمانان واجب است پس از اینکه امام و رهبرشان مرد یا کشته شد-چه آن رهبر گمراه بوده یا هدایت یافته،مظلوم بوده یا ظالم،ریختن خونش حلال بوده یا حرام-دست به هیچ کاری نزنند و هیچ اتفاقی را گردن ننهند و دست روی دست و قدم از قدم برندارند و چیزی آغاز نکنند قبل از اینکه برای خودشان رهبری عفیف،دانشمند،خدا ترس و اگاه به مسائل قضا و سنّت اختیار کنند تا امور آنها را اداره کند و بین آنان حکم راند و حق مظلوم را از ظالم بستاند و...

چنان که ملاحظه می شود مهم ترین مسئله جامعه،تعیین رهبر و پیشوا می باشد.طبیعی است که در یک جامعه اسلامی که حکم خدا و اسلام در آن حاکم است و همه یا اغلب مردم مسلمانند،باید این تعیین در چارچوب ضوابط و قوانین الهی و اسلامی باشد.در حدیث مذکور نیز به وجود ویژگی ها در رهبر تصریح شده است.پس از قتل عثمان و با اصرار فراوان مردم،امام علی(ع)رهبری و خلافت جامعه اسلامی را قبول کرد و فردای آن روز که مردم برای بیعت جمع شده بودند آن حضرت بار دیگر حق تعیین رهبر را برای مردم محفوظ دانسته ،خطاب به آنان فرمود: ای مردم،این حکومت شما را هیچ کسی حقی در آن نیست مگر کسی که خودتان او را امیر کنید.دیشب با قراری از هم جدا شدیم.«هم اکنون»اگر خواهید به کار شما می نشینم وگرنه از هیچ کس ناراحت نیستم.

طبیعی است این حق مردم،در مورد رهبران ایالات و ولایات نیز به قوت خود باقی است.حضرت علی(ع)هرگاه فرماندار یا استانداری برای ایالتی می فرستاد نامه ای برای معرفی وی می نوشت تا در میان مردم بخواند،سپس می فرمود:اگر مردم تو را پذیرفتند مشغول به کار شو و اگر نپذیرفتند یا اختلاف کردند آنها را واگذار و بازگرد.

قبل از ورود به بحث بیعت،ذکر این نکته ضروری است که بیعت مردم با امام علی(ع)هیچ تأثیری در مشروعیت امام علی(ع)نداشت،چرا که مشروعیت آن حضرت الهی بود و بدون بیعت مردم نیز،شأن امامت و ولایت ثابت بود.طرح این بحث صرفا به خاطر اهمیت حضور مردم از دیدگاه آن حضرت است.

پس از کشته شدن عثمان،مردم به حضور حضرت علی(ع)آمدند و عرض کردند:خلیفه کشته شده و مردم را امامی باید،شایسته تر از تو کسی را سراغ نداریم.حضرت فرمود:من به خلافت شما حاجتی ندارم،هر کس را انتخاب کنید من هم به او رضایت می دهم.مردم اصرار کردند که ما فقط با تو بیعت می کنیم و دست بردار نیستیم،این رفت وآمدها و اصرارها چند روز ادامه داشت.حضرت امیر(ع)،ضمن امتناع از قبول حکومت،تأکید می فرمود که:مرا بگذارید و دیگری را بجویید.کاری که در پیش داریم صورت ها و رنگ های گوناگون دارد،دل ها بر آن قرار نگیرد و عقول از آن اطمینان نمی یابد.اگر من وزیر باشم بهتر است تا امیر باشم و از همه مطیع تر و شنواتر خواهم بود.

البته شکی نیست که حضرت علی(ع)،بنابر نصّ و تصریح حضرت رسول(ص)،امام و خلیفهء مسلمین بودند و انتخاب و رضایت مردم در مورد شخص ایشان و سایر ائمه(ع)معنا و مفهوم پیدا نمی کند،ولی به هر دلیل امت اسلام پس از حضرت رسول(ص)از مسیر اصلی خود خارج شد و دچار انحراف گردید.هنگام بیعت با امام(ع)نیز باز هم نصب خاص آن حضرت مورد توجه قرار نگرفت و امام(ع)خود هم آن را چندان مطرح نکرد

آیا هر کسی که توسط مردم انتخاب می شود برای حکومت مشروعیت الهی دارد؟

ارچه مشروعیت سیاسی حکومت امام علی(ع)یک مشروعیت الهی بود،اما پشتوانه ی مردمی آن حکومت بسیار درخور توجه و بی نظیر است.استاد عباس محمود عقّاد تصریح می کند که بزرگترین حقیقت غیر قابل انکار در حکومت امام علی(ع)که باید مورد توجه قرار گیرد این است که انتخاب حضرت علی(ع)به طور طبیعی و به معنای واقعی به دست عموم مردم بود. شور و اشتیاق و هجوم مردم در بیعت با امام علی(ع)را آن حضرت این گونه توصیف می فرماید:و دستم را گشوید،بازش داشتم،و آن را کشیدید،نگاهش داشتم،سپس بر من هجوم آورید هم چون شتران تشنه که روز آب خوردن به آبگیرهای خود درآیند-و دوش و بر هم را سایند؛-چندان که-از هجوم مردمان-بند پای افزار برید و ردا افتاد و ناتوان پامال گردید و خشنودی مردم در بیعت من بدانجا رسید که خردسال شادمان شد و سالخورده لرزان لرزان بدانجا روان،و بیمار-برای بیعت-خود را برپا می داشت.

برمبنای سیره معصومین نقش مردم در زمان غیبت چه تاثیری در حکومت دارد؟

در عصر غیبت وضعیت حکومت دینی در نظر و عمل چگونه بود؟ و چه فعالیت هایی در راه احیا و تثبیت حکومت دینی انجام گرفت؟ در پاسخ باید گفت: عصر غیبت به دو دوره غیبت «صغری» و «کبری» تقسیم می گردد؛ در دورة غیبت صغری امام زمان(عج) با نصب چهار فقیه واجد شرایط نقش فقها را در رهبری امت تثبیت نمود.

در دوره غیبت کبری با دست خط خویش در جواب نامه اسحاق بن یعقوب تکلیف بعد از خود را مشخص نموده و در این دست خط فرمود: «و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم؛ اما در هر واقعه ای که برای شما پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه کنید به درستی که آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر ایشان هستم.»  یعنی ولایت فقها با نصب عام مطرح شد.فقها نیزدر اینکه ولایت در زمان غیبت همانند زمان امام معصوم از آنِ فقیه واجدالشرایط است تردیدی نداشتند، اما در سعه و ضیق ولایت یا امکان عملی و عدم امکان آن بحث می کردند.

ضمن اینکه همگی ولایت سلاطین و رؤسای عرفی را بر جامعه رد کرده و راه را برای استقرار ولایت فقیهان بر شئون اجتماعی باز نموده بودند. محقق کرکی در این باره می نویسد: «اصحاب ما (فقهای شیعه) اتفاق کرده اند بر اینکه فقیه عادل شیعه که جامع شرایط فتوا باشد فقیهی که از او به «مجتهد» در احکام شرعی تعبیر می شود، در حال غیبت، در تمام آنچه که قابلیت نیابت را داشته باشد نائب ائمه هدی است. البته عده ای از اصحاب، کشتن و جاری کردن حد را استثنا نمودند.»

اندیشه حکومت دینی به این معنا که در سیستم حکومتی، قوانین الهی حاکم باشد و رهبران جامعه مجری قوانین الهی با اذن خداوند باشند، دارای پیشینه تاریخی دیرینه است و قدمت آن به دوران پیامبران الهی می رسد. فرستادگانی که همواره توسط برخی از آنان، چارچوب کلی نظریه حکومت دینی از طریق وحی بیان می شد و برای تحقق خارجی آن در جامعه تلاش های فراوانی توسط آنان انجام می گرفت، به طوری که برخی از انبیا و در رأس آنها پیامبر اسلام(ص) توانستند نظریة حکومت دینی را در جامعه پیاده نمایند. تشکیل حکومت دینی پیامبر در مدینه نه از سر ضرورت اجتماعی، بلکه براساس اندیشه دینی برگرفته از اسلام بود.

مهم ترین دلیل این ادعا آیات قرآن است که با صراحت یا به دلالت التزامی طرح اندیشه حکومت دینی توسط پیامبران را اثبات می کند. و در کنار این آیات، روایات پیامبر اسلام و موضع گیری های سیاسی ـ اجتماعی ایشان مؤید دیگر این ادعاست.

علاوه بر سیره و موضع گیری های انبیا، سیره نظری و عملی معصومین در عصر حضور، و دیدگاه های برگرفته از وحی عالمان دینی در عصر غیبت نیز دلیل دیگر آن است که در ضمن بحث به برخی از آنها اشاره شد.

البته نظریه حکومت دینی به معنایی که بیان گردید جز در موارد محدود تحقق خارجی نیافت، بلکه در حد تئوری و نظر باقی ماند و گاه گاهی نیز در مقاطع گوناگون بویژه در عصر غیبت تا حدودی به عمل نزدیک می شد، اما هیچ گاه حاکمیت کامل نیافت تا اینکه در عصر امام خمینی از تئوری به عمل رسید و به شکل نظام جمهوری اسلامی در ایران تثبیت گردید و آرزوی دیرینه ائمه و صالحین که همان تشکیل حکومت دینی بود به واقعیت پیوست و علی رغم مخالفت های داخلی و خارجی با صلابت به راه خود ادامه می دهد تا زمینه ساز حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) در سرتاسر عالم باشد.

چگونه می توان توازن بین رای مردم و مشروعیت آن را در یک حکومت شیعی برقرار کرد؟

نظریه مشهور در بین علمای شیعه، آن است که منبع مشروعیت حکومت که حق حاکمیت آن را توجیه می کند، مستندبودن آن به شرع است و بس. همین که حکومت، مستند به نصب الهی باشد و قوانین و مقررات شریعت را مبنای اداره جامعه قرار دهد، کافی است تا اسلامی بوده، از نظر منبع مشروعیت، نقصی نداشته باشد. همین که شخص یا شخصیت منصوب بتواند با حمایت گروهی از مردم حکومتی را بنا کند و دین را مبنای اداره جامعه قرار دهد، کافی است و حکومتش مشروع است و می تواند مردم را به اجرای قوانین ملزم کند. مردم نیز موظف به پیروی از حکومتند، هر چند اکثر آنان از این حکومت ناخشنود باشند، گرچه خواست و رضایت مردم شرط توفیق حکومت در مقام عمل است.

اگر مردم از اساس، با حکومتی مخالف بوده، از حاکمان ناراضی و به هر دلیلی از اجرای قوانین شرع ناخشنود باشند، چنین حکومتی در مقام عمل موفق نخواهد بود. شاید بتوان حکومت امیرمؤمنان، علی علیه السلام را نه در حدوث، بلکه در بقا و استمرار و حکومت امام حسن مجتبی علیه السلام را نمونه ای از این حکومتها شمرد که چون مردم از رشد فکری و سیاسی کافی برخوردار نبوده و فریب امویان را خوردند، به حکومت ایشان رضایت نداشتند و دنیاطلبی را به حق خواهی ترجیح می دادند و در نهایت در مقام عمل از آنان پیروی نکرده، پیشوایان خود را تنها گذاشتند. در نتیجه، آنان نیز نتوانستند دین را در همه شؤونش در جامعه اجرا کنند. امّا پیروی نکردن مردم از آنان به معنای عدم مشروعیت آنان در زمامداری مسلمانان نبود، بلکه مشروعیت حکومت آنان از سوی خداوند تأمین شده بود و آنان موظف به اعمال ولایت و حاکمیت و تحقق احکام دین بودند، هر چند اکثر مردم بدان راغب نبوده، برای حاکمیت ایشان یا موفقیت حکومتشان گامی برنداشتند. این، همان تفسیر معروف از این جمله مشهور امیرمؤمنان علی علیه السلام است که می فرماید: لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ اللّه علی العلماء ان لا یقاروا علی کظّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکأس اولها. . . (نهج البلاغه، خطبه 3).

سخنانی از حضرت امام خمینی قدس سره نیز استناد می کنم  تا این نظریه به ایشان نسبت داده شود؛ از آن جمله، پاسخ ایشان به این پرسش است که «در چه صورت، فقیه جامع الشرائط، بر جامعه اسلامی ولایت دارد؟».

((باسمه تعالی. ولایت در جمیع صور دارد؛ لکن تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت، بستگی دارد به آرای اکثریت مسلمین که در قانون اساسی هم از آن یاد شده است و در صدر اسلام تعبیر می شده به بیعت با ولی مسلمین ))

آغاز کلام امام، ناظر به مقام ثبوت ولایت است که مردم هیچ نقشی در تحقق آن ندارند؛ ولی با آوردن کلمه «لکن» استدراک شده است و در مقام تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت (نه امور حسبیه و قضاوت) رأی اکثر مردم مطرح شده است که مقام تولی متوقف بر رأی اکثر مردم است. ذیل کلام امام نیز اشعار (نه ظهور) دارد که دیدگاه ایشان در تولی معصومین نیز چنین است.

پس مردم به حکومت اسلامی که در راس آن ولی فقیه مستند ووصل به رسول الله مشروعیت نمی بخشند بلکه مقبولیت وتوان عمل وتوفیق در عمل می بخشند.

مصاحبه: وحید ابراهیمی

انتهای پیام/

اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه



اخبار استان
  • پاتک ضد فرهنگی کانال آمد نیوز به زائران اربعین
  • ترویج فرهنگ ایثار و شهادت از مهم‌ترین عامل بازدارندگی است
  • ایران اسلامی با تمام‌قد در برابر سیاست‌های امریکا ایستاده است
  • بسیجیان در خط مقدم مقابله بانفوذ عقیدتی و سیاسی دشمن هستند
  • قصه‌ها نمود اجتماعی هر جامعه هستند
  • اجرای خدمات جهادی ادارات دشتی در سطح شهر خورموج
  • کار جهادی بن بست شکن است
  • پاسداشت یاد شهدا بزرگ‌ترین مکارم اخلاقی در دین اسلام است
  • تغییر لوله گاز به آب در شهر کاکی شهرستان دشتی استان بوشهر
  • حیدری شهردار جم شد/ آغاز به کار شهردار جدید جم از هفته آینده
  • امام‌جمعه کاکی خون خود را به زلزله‌زدگان کرمانشاه اهدا کرد
  • افتتاح ایستگاه مطالعه در شرکت بیرم کشت شهرستان دشتی
  • دستگاه‌هایی حفار مطالبات شهرداری را پرداخت کنند
  • مجوز حفاری‌ها توسط شهرداری لازم است اما کافی نیست
  • واکنش استاندار بوشهر و وزارتخانه در قبال تخلف آشکار مدیرکل چه خواهد بود
  • نسل اینترنت زده را به سمت کتاب سوق دهیم
  • یک بام دوهوای مخابرات دشتی برای نصب آنتن 4G در شُنبه
  • خدمات جهادی ماندگار با حضور 14 اداره در شهرستان دشتی
  • رونمایی از دیوان محمدخان دشتی در هفته کتاب
  • استان بوشهر مرکز توسعه فرهنگ اسلامی ایرانی شود
  • آرشیو
    ورزشی