http://www.tarnamedashti.ir/templates/tarnam/ - پویاسامانه
 کد خبر: 729101396/7/17 14:56:58
روزگار شگفت انگیزتنها پستچی شهر شُنبه؛

19 سال خدمتم در اداره پست با یک نامه از بین رفت/شیرین ترین لحظه زندگی ام خنده خانواده رزمندگان بود

تنها پستچی شهر شنبه گفت: تنها بهانه اداره این بود که باید مدرک تحصیلی دیپلم باشد و مدرک تحصیلی ما هم ششم ابتدایی بود پس چاره ای جز بازخرید کردن خود نداشتیم و وگرنه اخراج صورت میگرفت و هیچ گونه مزایایی در اختیارمان قرار نمی گرفت پس بهتر آن شد که با دست خود حکم بازخریدی خود را با مبلغ 1میلیون و 500هزار تومان امضاء کنیم. 19 سال خدمتم در اداره پست با یک نامه از بین رفت/شیرین ترین لحظه زندگی ام  خنده  خانواده رزمندگان بود

به گزارش ترنم دشتی تنها پستچی شهر شُنبه که با انتقال اداره پست آن زمان به خورموج به زور یک نامه بازخرید شد و حالا مشغول باغبانی و روضه خوانی است. سهراب افگانه با 19 سال و 8ماه خدمت در اداره پست شُنبه حتی نتوانست یک روز از مزایای سوابق کاری خود استفاده کند با وی به گفتگو می نشینیم:

لطفاخودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید؟

سهراب افگانه هستم فرزند علی متولد سال1335 شهر شُنبه هستم

چطور شد در اداره پست مشغول به کارشدید؟

6 ماه قبل از شروع جنگ تحمیلی به عنوان پستچی آزمایشی در اداره پست شنبه که آن موقع روستا بود به عنوان نامه رسان استخدام شدم که در آن زمان مسئول اداره پست شخصی به نام آقای بخشی بود که اهل برازجان بود.

ماجرای اخراج شما از اداره پست چه بود؟

پس از 6 ماه و با شروع جنگ به عنوان نامه رسان شُنبه مشغول شدم و کم کم واریز حقوق ها مرتب شد و از سال 1367 هم به صورت رسمی استخدام شدم که طی 19 سال و هشت ماه در این اداره و در شُنبه مشغول به کار بودم و تنها در سه ماه آخر کار بود که به شهر خورموج منتقل شدم و ریزش نیروها و تعدیل در اداره پست آغاز شد و آنجا بود که فهمیدم باید با اداره پست خداحافظی کنم.

به چه دلیل مجبور شدید بازخرید شوید؟

تنها بهانه اداره این بود که باید مدرک تحصیلی دیپلم باشد و مدرک تحصیلی ما هم ششم ابتدایی بود پس چاره ای جز بازخرید کردن خود نداشتیم و وگرنه اخراج صورت میگرفت و هیچ گونه مزایایی در اختیارمان قرار نمی گرفت پس بهتر آن شد که با دست خود حکم بازخریدی خود را با مبلغ 1میلیون و 500هزار تومان  امضاء کنیم.

ماجرای حذف سولبق بیمه ای شما چه بود؟

پس از بازخریدی تمامی مدارک خدمتی و بیمه ای که آن زمان تحت بیمه خدمات درمانی بود را اداره پست خورموج گرفته و تحویل بیمه تامین اجتماعی دادیم، پس از سه ماه نامه را دریافت کردم که مبلغ 100هزار تومان را واریز کنیم که یکماه و چند روز طول کشید تا آن را واریز کردم، وقتی به اداره تامین اجتماعی مراجعه کردم با پاسخ عجیبی روبرو شدم که طبق قانون جدید چون 6روز پس از مدت نامه شما پول را واریز کردید هیچ خدمات بازنشستگی شامل شما نمی شود و این 19 سال و 8ماه از دست ما پرید!

حاصل یک عمر کار طی یک نامه کشوری و یک قانون عجیب در یک آن پرید و مجبور شدم پس از آن در جاهای دیگر مشغول به کار شوم الان هم پیگیر آن شدم گفته شده در صورت پرداخت 40میلیون تومان می توانم از مزایای آن 19 سال برخوردار شوم و پرداخت این مبلغ با وضعیت معیشیتی الان بنده اصلا سازگار نیست.

پس از اداره پست در کجا مشغول به کار شدید؟

پس از آن هم به مدت 2سال به عنوان باغبان در سپاه آن موقع دشتی در روستای عربی  با حقوق ماهانه 20هزارتومان مشغول به خدمت بودم ، پس از آن به مدت 8سال در امور عشایری شهرستان دشتی و در انبار عشایری روستای حاج احمدی مشغول بودم که پس از تغییرات به وجود آمده در امور عشایریاز این جا هم اخراج شدم  و با محاسبه سربازی با 14سال سابقه کار بازنشسته شدم و اکنون با ماهی 450هزار تومان مستمری این زندگی سخت و پر مشقت را می گذرانم .

در دوران خمت در اداره پست چگونه نامه ها را به دست صاحبانش می رساندید؟

آن زمان با موتورسیکلت مسیر روستای سنا تا سرچشمه و باغان و روستاهای بخش طسوج را نامه رسانی می کردم، که هرچهار سال یکبار یک موتور سیکلت را به عنوان خودرو پست در اختیار ما قرار می دادند.

آن موقع پست خورموج با یک نفر پیک هفته ای 2بار نامه ها را به شُنبه منتقل می کرد پس از رفتن آقای بخشی آقای حسن احمدی از کردوان به عنوان مدیر پست انتخاب شد و پس از چند سال با رفت ایشان خودم هم به عنوان نامه رسان و هم به عنوان مدیر پست در اداره مشغول به خدمت شدم.

آیا در مخابرات آن زمان هم مشغول به کار شدید؟

زمانی که اداره پست با مخابرات ادغام شد طی یک هفته آموزش در شهر خورموج مسئولیت مخابرات شُنبه هم به بنده واگذار شد که مسئولیت شماره گیری و پاسخ به تماسها و قبض نویسی هم بر مسئولیت ما اضافه شد پس از 2سال اداره پست روستای شُنبه جمع آوری شد و م هم به کلی پس از سه ماه از اداره پست  بدون هیچ مزایایی محترمانه اخراج شدیم.

شیرین ترین خاطره در اداره پست چه لحظه ای از زندگی کاری شما بود؟

اداره پست یک اداره بسیار پاک بود و امکان اختلاسی در آن زمان در آن وجود نداشت و شاید بهترین خاطرات آن زمان بنده از نامه رسانی رزمندگان از جبهه های حق علیه باطل بود که با خوشحالی خانواده که مواجه می شدیم خوشحالی خودمان چندین برابر می شد.

چه شد که اداره پست شُنبه جمع شد؟

پس ورود مخابرات به شُنبه بنای پست را بر درآمد زایی گذاشتند و مواقعی بود که جبور بودم بودم همسرم را برای فروش تمبر به خورموج بفرستم تا در درآمد ماهانه اداره پست درج شود و همین موارد بود که اداره پست شُنبه که درآمد نداشت و تنها منبع خدماتی بود کلا از این شهر جمع شد .

مصاحبه: وحید ابراهیمی

انتهای پیام/

 

اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه
اا | 17 مهر 1396 20:58:24 | ارسال پاسخ
0
0
انشاالله همیشه زنده وسلامت باشن آقای افگانه



اخبار استان
  • پاتک ضد فرهنگی کانال آمد نیوز به زائران اربعین
  • ترویج فرهنگ ایثار و شهادت از مهم‌ترین عامل بازدارندگی است
  • ایران اسلامی با تمام‌قد در برابر سیاست‌های امریکا ایستاده است
  • بسیجیان در خط مقدم مقابله بانفوذ عقیدتی و سیاسی دشمن هستند
  • قصه‌ها نمود اجتماعی هر جامعه هستند
  • اجرای خدمات جهادی ادارات دشتی در سطح شهر خورموج
  • کار جهادی بن بست شکن است
  • پاسداشت یاد شهدا بزرگ‌ترین مکارم اخلاقی در دین اسلام است
  • تغییر لوله گاز به آب در شهر کاکی شهرستان دشتی استان بوشهر
  • حیدری شهردار جم شد/ آغاز به کار شهردار جدید جم از هفته آینده
  • امام‌جمعه کاکی خون خود را به زلزله‌زدگان کرمانشاه اهدا کرد
  • افتتاح ایستگاه مطالعه در شرکت بیرم کشت شهرستان دشتی
  • دستگاه‌هایی حفار مطالبات شهرداری را پرداخت کنند
  • مجوز حفاری‌ها توسط شهرداری لازم است اما کافی نیست
  • واکنش استاندار بوشهر و وزارتخانه در قبال تخلف آشکار مدیرکل چه خواهد بود
  • نسل اینترنت زده را به سمت کتاب سوق دهیم
  • یک بام دوهوای مخابرات دشتی برای نصب آنتن 4G در شُنبه
  • خدمات جهادی ماندگار با حضور 14 اداره در شهرستان دشتی
  • رونمایی از دیوان محمدخان دشتی در هفته کتاب
  • استان بوشهر مرکز توسعه فرهنگ اسلامی ایرانی شود
  • آرشیو
    ورزشی