۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » دسته‌بندی نشده
  • شناسه : 6458
  • 02 فوریه 2018 - 16:06
  • 1036 بازدید
  • ارسال توسط :
شهيد محمد جعفر سعيدي
شهيد محمد جعفر سعيدي

شهيد محمد جعفر سعيدي

شهيد محمد جعفر سعيدي فرزند علي در سال ۱۳۳۴ در روستاي احشام قايد از توابع شهرستان دشتي در خانواده اي مذهبي و متدين پا به عرصه حضور گذاشت .

به گزارش ترنم دشتی شهيد محمد جعفر سعيدي فرزند علي در سال ۱۳۳۴ در روستاي احشام قايد از توابع شهرستان دشتي در خانواده اي مذهبي و متدين پا به عرصه حضور گذاشت . او را به گونه اي پرورش دادند كه همواره در مقابل مشكلات چون كوه استوار و پر صلابت باشد و با تند بادهاي زندگي دست و پنجه نرم كند و هيچ گاه براي متاع دنيا ايمان خود را از كف ندهد . وي در ۶ سالگي وارد عرصه علم و ادب شد و با جديت به تحصيل پرداخت كه پس از اتمام دوره ابتدايي بر اثر فشار زندگي براي امرار معاش به كويت رفت و پس از گذشت ۲ سال دوباره به وطن بازگشت و در سن ۱۸ سالگي به خدمت سربازي در كرمان اعزام شد . پس از پايان دوره سربازي در شركت فرجام بوشهر مشغول به كار شد كه هنوز مدتي از كار در اين شركت نگذشته بود كه انقلاب به پيروزي رسيد . دلاوريهاي شهيد سعيدي قبل از پيروزي انقلاب براي از كار انداختن حكومت غاصب پهلوي به گونه اي بود كه افراد ضد انقلاب و منافقين ايشانرا سدي در مقابل اهداف شوم خود مي دانستند . همواره با مردم غيور كشور مان در اعتراض به رژيم منحوس پهلوي جهت براندازي اين خاندان و برپايي حكومت بر حق اسلامي ، به مبارزه برخاست  .

در پي فرمان امام خميني مبني بر تشكيل بسيج مستضعفين ، با پيوستن به جمع نيروهاي بسيجي ، همرديفان خود را ترغيب به شركت در اين نهاد نوپا مي نمود . ايشان در اوايل پيروزي انقلاب اسلاميمان ، وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد و به خيل سبكبالان عاشق خميني پيوست . در سال ۶۱ حكم فرماندهي سپاه بندر ريگ را به او واگذار كردند و حدود ۲ سال به فرماندهي سپاه خارگ برگزيده شد . بعد از جزيره خارگ به فرماندهي سپاه شهرستان دشتي انتخاب شد ايشان با شناختي كه از قبل با مردان اين خطه دليرپرور داشتند توانستند آنان را مجذوب بسيج و انقلاب كند و به آموزش آنان بپردازد و آنان را بيش از پيش به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام كند . اين فرمانده عزيز در حين انجام اين مسئوليت ها چندين بار به جبهه هاي غرب و جنوب اعزام شدند كه يك بار نيز در منطقه پاوه اتومبيل ايشان مورد حمله كردهاي بعثي قرار گرفت و آتش گرفت . شهيد سعيدي بعد از پايان مسئوليت در منطقه دشتي به شهرستان گناوه عزيمت كردند و به عنوان فرمانده سپاه گناوه به فعاليت پرداختند و مثل گذشته اهداف انقلابي خويش را در اين شهرستان نيز پيگيري كردند . ايمان و اخلاص اين پاسدار رشيد به حدي بود كه با دل كندن از خانه و كاشانه، همسر و فرزندان خردسال خود به دنبال معشوق خود خداي يگانه رفت و به فرمان رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني در سال ۶۵ در صف سپاهيان محمد (ص) به سوي جبهه ها اعزام شدند تا اينكه در عمليات كربلاي ۴ همدوش بسيجيان خود به عنوان فرمانده گردان ابوالفضل عباس جانانه جنگيدند و شربت شيرين شهاددت را نوشيدند . پيكر معطر اين شهيد دلباخته پس از ۱۰ سال پنهان ماندن در تاريه ۱۸/۱۱/۷۵ فضاي شهر گناوه را عطرآگين كرد و دوباره خاطرات حماسه آفريني ها را در ذهن همرزمانش تازه كرد و به تمام بسيجيان پيام داد كه بايد هميشه پيرو انقلاب و اسلام باشند و اگر لازم هم شد جان و تن خود را فداي اسلام و انقلاب و ولايت فقيه كنند .

وصيت نامه

سلام بر حسين (ع) پرچمدار نهضت عاشورا و سلام بر مهدي منجي عالم بشريت و سلام بر رهبر كبير انقلاب و بنيان گذار جمهوري اسلامي امام خميني و سلام بر شهداي گلگون كفن اسلام .

خداوندا تو را شكر مي گويم كه دستم را گرفتي و از ظلمت به سوي نور هدايت كردي ، خداوندا مرا ببخش از گناهاني كه در طول عمرم بر اثر پيروي از هواهاي نفسانيم انجام داده ام . اگر چه مي دانم بخشش و كرم تو بيش از گناهانم است ، خدايا در قرآن و روايات خوانده بودم كه تو مشتري جان و خون كساني هستي كه از مال و فرزند و لذت هاي دنيوي مي گذرند و به سوي تو مي آيند و من امروز خود را در صف آنها قرار داده ام تا اگر قابل باشم خريدارم باشي . آمين يارب العالمين

برادران و خواهران و امت شهيد پرور ايران ! امروز روز ياري اسلام است و روز لبيك گفتن به هل من ناصر ينصرني امام حسين (ع) است ، اميدوارم كه اين راهي كه پيش گرفته ايد به رهري امام امت تا انقلاب حضرت مهدي ( عج) ادامه دهيد . ان شاءالله .

و اما سخني با پدر و مادرم . پدر و مادر عزيزم زحمات شما را تا قيامت فراموش نمی کنم از اینکه هنگام اعزام فرصت نداشتم با شما خداحافظی کنم از شما پوزش می خواهم . اگر خداوند شهادت را نصیبم کرد ، ناراحتی نکنید و خدا را شکر کنید که فرزندی را تقدیم انقلاب کرده اید و اما همسرم می دانم که با شهادتم نگران و ناراحت می شوی ، به یاد بیاور روزهایی که در واقعه کربلا صحبت کردیم ، از مظلومیت اهل بیت و بخصوص حضرت زینب . از تو می خواهم که صبور باشی و شاکر . اگر توانستی خودت از فرزندانمان نگهداری کن . آنان را چنان تربیت کن که راهم را ادامه دهند و از اسلام و ولایت فقیه پیروی نمایند .از برادرانم می خواهم که مرا ببخشند و از خداوند برایم طلب آمرزش کنند و ناراحت نباشند و خدا را شاکر باشند و اگر برادرم نوشاد آمد ايران از او هم برايم طلب بخشش كنيد .

                                                                                                                                    والسلام

از دوستان وآشنايان طلب بخشش دارم ، در ضمن مرا در گلستان شهداي گناوه دفن كنيد .

عشق يعني استخوان و يك پلاك                                  سالها تنهاي تنها زير خاك

قامتي پوسيده اما استوار                                                            چشمه اي خشكيده اما پاك پاك

ديدار

وقتي كه براي مأموريت به خورموج رفته بوديم ، محمد جعفر خواست به ديدار خانواده هاي شاهد در عيد فطر برود . بچه ها هنوز كوچك بودند و دلشان مي خواست همراه پدر بروند ولي محمد جعفر با خلوص نيت به من گفت من نمي توانم بچه ها را همراه خود به خانه شهدا ببرم و من دليل را از او جويا شدم . شهيد در پاسخ به من گفتند : اگر من بچه ها را با خود ببرم ، فرزندان شهدا امكان دارد از ديدن بچه ها در كنار من ناراحت شوند . زيرا براي آنها ديدن فرزندي كنار پدر با وجود نداشتن پدر سخت است . راستش گفتن اين خاطره اكنون كه خودش شهيد شده و من بچه هايش را يتيم مي بينم خيلي سخت است و در روحيه من خيلي تاثير گذاشته است .

( به روايت از همسر شهيد )

 

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*